علي كردان، وزير كشور شد؛ اما نه به همان سادگي كه شمسالدين حسيني و يا بهبهاني وزير اقتصاد و وزير راه شدند، بلكه وزير شدن علي كردان تبعات بسياري را براي احمدينژاد داشت و موجب دلخوري بسياري از دوستان احمدينژاد از وي شد.
اما براستي آيا كردان، گزينه مطلوب احمدينژاد است؟
وقتي از غلامحسین الهام سخنگوی دولت در کنگره جامعه اسلامی دانشجویان سوال شد كه چرا كردان را براي وزارت كشور معرفي كرديد، او گفت كه دكتر احمدينژاد، پس از اينكه مطمئن شد، مجلس به سيد مهدي هاشمي رأي نخواهد داد و از آنجا كه ديگر مهلت 30 روزه رئيس جمهور براي معرفي وزير پيشنهادي به اتمام رسيده بود، گزينهاي را به مجلس معرفي کرد كه قطعاً رأي بياورد.
اين سخنان الهام كه اجازه انتشار نيافت، جالب، ولي دردآور است.
در اينجا چند سؤال پيش ميآيد:
1- چرا رئيس جمهور آنقدر تعلل كرد تا مهلت ۳ ماهه به پايان برسد؟
2- حال كه مهلت ۳ ماهه به پايان رسيده، آيا بين 70 ميليون نفر، احمدينژاد فقط كردان را ميشناخت؟
در مورد سؤال اول كه احتمالاً هيچ پاسخ روشني نميتوان يافت الا اينكه به واقع رئيس جمهور محترم دچار غفلت شده و قطعاً احمدينژاد در اين مورد اشتباهي جدي انجام داده و كوتاهي كرده است.
اما در مورد سؤال دوم:
نگاهي به سوابق كردان شايد پاسخگوي برخي سؤالات مطرح شده در اين خصوص باشد.
كردان پيش از اين معاون اداري و مالي سازمان صدا و سيما و- معاون امور مجلس و استان هاي صداو سيما بوده است و اين سابقه او نشاندهنده رابطه و دوستي خاص او با علي لاريجاني رئيس مجلس است، لذا نوعي معامله كردن لاريجاني و احمدينژاد با يكديگر بر سر كردان دور از ذهن به نظر نميرسد.
يكي از حدسهاي قريب به يقين در اين زمينه آن است كه احمدينژاد براي جلب نظر لاريجاني به جهت رأي اعتماد مجلس به دو وزير ديگرش يعني حسيني و بهبهاني، كردان را براي وزارت كشور معرفي كرده است.
اما اگر اين حدس درست باشد، واي به حال اصولگرايي!

به راستي مگر مردم به احمدينژاد به خاطر خلوص و پاكي بيبديلش رأي ندادند؟ مگر مردم به جهت فسادهاي كارگزاران دولتهاي سابق از آنان رويگردان نشدند؟ و مگر...! پس چرا احمدينژادي كه دوست و دشمن بر پاكي او صحّه ميگذارند، بايستي فردي را به عنوان مسئول يك وزارتخانه بسيار مهم معرفي كند كه به قول حسينيان، بيش از همه چيز نيازمند امانتداري است؟
كردان در وهله اول و بدون در نظر گرفتن حرفهايي كه در مورد فساد مالي و فساد اخلاقي او زده ميشود و بنده به خاطر نداشتن سندي در اين خصوص، نميتوانم در مورد آنها اظهارنظر كنم، يك دروغگوي بزرگ است.

تشت رسوايي كردان كه خود را داراي دكتراي افتخاري از دانشگاه آكسفورد معرفي ميكرد، با استعلام سايت خبري الف از اين دانشگاه، از بام افتاد و معلوم است كسي كه ميتواند چنين دروغي را به خورد ملت داده و سالها از اين باب ارتزاق حرام كند، كارهاي ديگر خود را چگونه پيش خواهد برد.
حسينيان در مورد شخص كردان و دكتراي افتخاري! او ميگويد: " جناب آقاي احمدينژاد در انتخاب و معرفي دو وزير يك بدعتي گذاشت كه اگر به همين سمت و سو برود، بايد منتظر باشيم يك روزي از وزراي رژيم گذشته بياورند و به عنوان متخصص منصوب كنند.
اگر جلسه علني نبود و شرعا مجاز بود، وارد بعضي از مسايل ميشدم، كسي كه ميخواهد وزير كشور جمهوري اسلامي شود بايد فردي امين باشد همانطور كه مدرسه را دست كسي كه امين نباشد، نميسپارند.
وي با تاكيد بر اينكه وزارت كشور با اين عظمت احتياج به فردي امين دارد، به جلسه خود با كردان اشاره كرده وميگويد: در آن جلسه از آقاي كردان راجع به دكتراي افتخاري حقوق اساسي از دانشگاه آكسفورد سوال كرديم كه اين دكترا را از كجا گرفتيد زيرا اين دانشگاه به راحتي دكتراي افتخاري به كسي نميدهد كه ايشان فرمود بنده يك رسالهاي در خصوص تربيت و تعليم در اسلام نوشتم و برايشان فرستادم و آنها نيز اين مدرك را برايم فرستادند.
به ايشان گفتيم تعليم و تربيت در اسلام ربطي به دكتراي حقوق اساسي ندارند و چگونه در مقابل نوشتن چنين رسالهاي به شما دكتراي حقوق اساسي دادند.
: مجدا از ايشان سوال كرديم كه آيا شما از اين رساله دفاع هم كرديد كه ايشان فرمودند نه دفاع نكردم.
ايشان صبح همان روز هم در جلسهاي گفته بودند كه من از رساله دفاع كردم و وقتي از ايشان پرسيده بودند كه شما كه انگليسي نميدانيد چگونه دفاع كرديد ايشان فرمودند كه مترجم گرفتم.
از ايشان پرسيديم كه شما در جلسه صبح گفتيد دفاع كردم، چه طور الان ميگوييد دفاع نكردم كه رسما فرمودند خلاف گفتم. از او سئوالاتي كردند كه چرا دروغ گفتيد، فرمودند كه اشتباه كردم.
بنده مجددا از آقاي كردان سئوال كردم كه شما تاكنون بر چه مبنايي حقوق ميگرفتيد، فرمودند بر مبناي همين دكترا. سپس من از او سوال كردم كه شما كه چندين سال بر اساس مدرك خلاف حقوق ميگرفتيد براي اين كار خود چه توجيهي داريد؟ كه فرمودند من از جناب آقاي لاريجاني اجازه گرفتم بعد هم توضيح دادند من ماموريت زياد رفتم حق ماموريت نگرفتم و اين مبلغ اضافه را بر مبناي آن حق ماموريتها حساب كردند.
مرا متهم ميكنند به اينكه رقيب كردان هستم، اين حرفها را ميزنم ولي به والله قسم ميخورم كه چند مرتبه به من پيشنهاد وزارت كشور را دادند، ولي من حاضر نيستم حتي يك روز وزير كشور شوم.
آقاي احمدينژاد با آن شعارهايي آمدند و الان به اينجا ختم شده است كه يك فردي مثل پورمحمدي را بردارند و كسي مثل كردان را كه بايد امين مردم باشد وزير كشور كنند.
يك شخصي اگر داراي يك شخصيت ذاتي باشد چگونه به خودش اجازه ميدهد با يك چنين مدرك تحصيلي خود را معرفي و حقوق چندين ساله خود را دريافت كند. "
سخن آخر: به راحتي ميتوان در مورد كردان و شائبههايي در خصوص وي وجود دارد، مطلبها نوشت اما قصد بنده تنها اين بود كه بگويم، انتخاب فردي مانند كردان از سوي رئيس جمهور عدالتخواهي همچون احمدينژاد، ضربهاي سهمگين به اصولگرايي بود.
نكته آخر: راستي! چرا همهي خبرگزاريها، سايتهاي خبري، روزنامهها و ... در مقابل انتخاب كردان به عنوان وزير كشور سكوت كردند؟
+ دانشگاه آكسفورد: كردان را نميشناسيم!

