تبليغاتX
.:: لطفا اینجا چرت نزنید ::.

مهدي كروبي، يكي از چهره‌هاي شناخته شده اصلاح‌طلب روز يكشنبه اين هفته در بازديد از خبرگزاي فارس نكات نسبتاً جالبي را مطرح كرد.

كروبي در اين بازديد با تعرف و تمجيد از خبرگزاري فارس به دلیل پوشش مناسب و سیر صعودی این خبرگزاری، در خصوص خاطره هاشمی رفسنجانی مبنی بر اینکه امام با قطع شعار مرگ بر آمریکا موافق بودند، هم گفت: اظهار نظر در این خصوص از اون دسته اظهارنظرهایی است که نان آدم را آجر می کند.

حالا اینکه این چه نانی است که به این راحتی ها آجر می شود را باید از خود کروبی و بهتر از اون هاشمی پرسید.

به همین مقدار در این پست در این خصوص بسنده شده و از شما دعوت می شود قسمت بازدید کروبی از سرویس سیاسی را که توسط موبایل یکی از دوستان گرفته شده است مشاهده نمایید.

برای دیدن فیلم اینجا را کلیک کنید!

نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/31ساعت 19:4 توسط کیان عبدالهی| |

مهدي كروبي چهره شاخص اصلاح‌طلبان ديروز به خبرگزاري فارس آمده بود. او صميمانه با همه دست داد و از همه احوالپرسي كرد. به سرويس سياسي كه آمد، ضمن دست دادن با اعضاي گروه، گپ و گفتي با بچه‌ها انجام داد.

 

وقتي به او گفتند كه اين سرويس سياسي خبرگزاري فارس است، با خنده گفت: از سياست خيلي پرهيز كنيد. به او گفتم: حاج‌آقا! رطب خورده كي منع رطب كند؟ جواب داد: البته خب! شايد به خاطر همينه كه ما تا حدود زيادي در اين مسير جلو رفتيم و حالا به شما جوان‌ها مي‌گوييم كه تجربه سختي بوده و شما وارد نشويد؛ اما بعد گفت كه شوخي كردم.

 

يكي از خبرنگارها با اشاره تلويحي به سخنان هاشمي رفسنجاني كه يكي دو روز قبل گفته امام با توقف شعار مرگ بر آمريكا موافق بوده است، از كروبي پرسيد: حاج‌آقا! شما كه از همراهان قديمي امام بوديد آيا چنين ادعايي را درست مي‌دانيد؟

 

              شيخ مهدي در خبرگزاري فارس؛ اين خودموني بودنش منو كشته، دستتو بردار حاجي كتفم افتاد

 

كروبي كمي مكث كرد و با خنده جواب داد: اين از همان نقل قول‌هايي است كه نان آدم را آجر مي‌كند.

 

يكي گفت: آقاي كروبي، بي‌طرف باشيد و بدون جانبداري جواب بدهيد. او هم جواب داد: بگذاريد اين بحث‌ها بين جناح‌ها بخوابد، در آینده دو نقل قول از امام مي‌آورم كه يكي از آن‌ها بسيار مهم است و در واقع جوابي به همين مسئله نيز مي‌باشد.

 

بچه‌هاي سرويس سياسي كه جواب خود را گرفته بودند با لبخند شيخ را بدرقه كردند. او هم يك حال اساسی به خبرگزاري فارس داد.

 

نوشته شده در دوشنبه 1386/05/29ساعت 11:6 توسط کیان عبدالهی| |

تصاویر مقام معظم رهبری در کهف‌الشهدای تهران، به صورت وسیعی در کشور بحرین توزیع شده است.

تعدادي از جوانان بحرینی با تهیه قسمت‌هایی از فیلم مردان آنجلس، در آخر تصاویر خود که در لوح فشرده تهیه شده است، تصویر مقام معظم رهبری را در کهف الشهدای تهران به نمایش گذاشته‌اند.

بنابراين گزارش، همچنين جوانان بحرین این تصویر را در قاب‌هاي زيبايي تهيه و در منازل مسكوني خود نصب مي‌كنند.

 

تنها عکس منتشر شده از حضور سرزده رهبر انقلاب در کهف الشهدا                                     

در بسياري از حسینیه‌ها و بازارهاي بحرین نيز اين عکس به وفور یافت می‌شود كه در قالب، قاب،  جاسوئیچی و پوستر در بازار بحرین به مردم عرضه می‌شود.

اين گزارش حاكيست، چندي پيش نيز در کشور کویت این تصویر را به صورت پوستر منتشر كرده‌ بودند كه با استقبال بسيار زياد جوانان و مردم اين كشور رو برو شد.

نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/25ساعت 23:48 توسط کیان عبدالهی| |

احمدی نژاد را شجاع می پنداشتم تا حدی که در گمانم تنها او را یارای مقابله با مدیریت انحصاری دانشگاه آزاد می دیدم، موضوعی که دیگر تبدیل به یک رویا شده است و به احتمال زیاد آن را با خود به گور خواهیم برد.

احمدی نژاد را شجاع می پنداشتم چون فکر می کردم او می تواند به همه ی ماجراها در دانشگاه آزاد پایان دهد و نه تنها شهریه را کاهش دهد بلکه مراسم تودیع جاسبی را نیز خود برپا کند و وی را بازنشسته سازد، اما نشد و ندیدیم.

                                          

و ... اما آیا اشکال از احمدی نژاد است؟! احمدی نژاد بنزین را سهمیه بندی کرد آیا نمی توانست جاسبی را هم بازنشسته کند؟ احمدی نژاد برخی از مفسدین اقتصادی را شخصاًٌ معرفی کرد، آیا نمی توانست در مقابل مدیریت انحصاری دانشگاه آزاد بایستد؟ احمدی نژاد نرخ سود بانکی را با وجود فشارهای کمرشکن بانک های خصوص و نامه 57 نفر از کسانی که بهشان تلقین شده بود اقتصاد دان هستند، کاهش داد، آیا نمی توانست شهریه دانشگاه آزاد را کاهش دهد؟ احمدی نژاد ...

ماجرا چیست؟ آیا جاسبی آن قدر قدرت دارد که احمدی نژاد هم توان مقابله با وی را ندارد؟ نمی دانم می شود چنین چیزی را گفت یا نه؟ اما آیا از آن همه سر و صدایی که در آغاز بحث دانشگاه آزاد توسط احمدی نژاد برپا شد ولی به یکباره همگی فرونشست باید ماجرای احد را به یا بیاوریم و یا ماجرای صفین را؟

به راستی احمدی نژاد به چه دلیل از ادامه نبرد عقب نشست؟ او را تنها گذاشتند و یا ...

آری آقای فریدون رهنمای رودپشتی، معاون محترم معظم له جاسبی، الان به گفته هایت ایمان آوردم که دانشگاه آزاد به نیرویی دست یافته است که هیچ قدرتی توان مقابله با آن را ندارد.

سخن آخر: به نظر می رسد در این مورد با یک مصلحت اندیشی مسئولانه از طرف آقای احمدی نژاد روبرو هستیم که شاید بتوان آن را پذیرفت ولی در این صورت جنبش دانشجویی تنها گزینه ای است که می تواند در این ماجرا نیز نقش خود را به درستی ایفا کند و با حمایت از اقدام احمدی نژاد در ماجرای دانشگاه آزاد نقطه روشن دیگری بر کارنامه خود بیفزاید.

نکته آخر: از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا که سخت تر نیست؟!!!

 

نوشته شده در شنبه 1386/05/20ساعت 13:16 توسط کیان عبدالهی| |

به نقل از وبلاگ :: اینجا چراغی روشن است


تونلي كه براي تردد جاسوسان و زنان فاحشه به سفارت انگلستان استفاده مي‌شد كشف شد.



ماجرا از اين قرار است كه کارگران هنگام گودبرداري در ساختمان خانه فرش ايران واقع در كوچه‌هاي مقابل سفارت انگلستان در خيابان فردوسي تهران متوجه يك تونل در اين منطقه مي‌شوند.




                                  




گويا اين تونل به سفارت انگلستان منتهي مي‌شد.



امروز يك مقام مسئول در راهروهاي مجلس با فاش كردن اين خبر گفت: يك وبلاگ نويس كه قبلاً از كاركنان سفارت انگليس بوده در وبلاگ شخصي خود نوشته سفارت انگلستان از اين تونل براي تردد زنان فاحشه و جاسوسان مرتبط سفارت استفاده مي‌كرد.



البته شنيده شده كه در چند سال قبل نیز چنین خبرهایی بین مسئولان کشورمان وجود داشت.



البته بعد از زمزمه های این خبر در مجلس شنیده شد که کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در جلسه امروز سه شنبه خود در حال بررسی این موضوع است.


نوشته شده در سه شنبه 1386/05/16ساعت 17:5 توسط کیان عبدالهی| |

چند روز پس از تدفین ۵ شهید گمنام در کهف الشهداء ولنجک تهران، وقتی خبر رسید رهبرمان خلوت خود را برای لیله الرغائب (شب جمعه اول ماه رجب، ۲۸ تیر) آنجا گزیده اند، دلهای عاشقان به سوی این مکان پرکشید.

 

در سالهای متمادی هر زمان پیکر مطهر شهدای گمنام به شهرمان وارد شده اند، فضا بوی شهدا، انقلاب، امام و اسلام ناب گرفته است. خصوصا این بار با حضور خاص ولی امر در کهف الشهدا، مزار این شهیدان پیام های رمزآلودی در خود نهفته است.

تنها عکس منتشر شده از حضور سرزده رهبر انقلاب در کهف الشهدا

وبلاگ نویسان متعهد و انقلابی که انتشار اخبار و عکس حضور رهبری در کهف الشهداء ابتدا به نام آنان رقم خورد، در آستانه مبعث پیامبر اکرم(ص) بر آن شده اند که دعای ندبه را آنجا (کهف الشهدا) برگزار کنند.

 

در این مراسم روح بخش که به یاری اهالی ولنجک برگزار می شود، دکتر الهام سخنگوی دولت سخنرانی خواهد کرد.

 

زمان: جمعه ۱۹ مرداد ساعت ۶ صبح

مکان: ولنجک- انتهای بلوار دانشجو- بالاتر از خیابان البرز- کهف الشهداء (آرمگاه ۵ شهید گمنام دفاع مقدس)

 

* سرویس رفت برای خانواده ها و خواهران و برادران وبلاگ نویس، صبح جمعه، ساعت ۵ در دو محل مستقر می باشد :

۱- میدان انقلاب- ضلع شمالی- ابتدای خیابان کارگر شمالی

۲- میدان امام حسین- ضلع غربی- ابتدای خیابان انقلاب

نوشته شده در دوشنبه 1386/05/15ساعت 14:9 توسط کیان عبدالهی| |

چندی پیش با پخش مستند «به اسم دموکراسی» از صدا و سیما بحث براندازی نرم بار دیگر به صورت جدی تر بر زبان ها جاری شد و متعاقب آن با توجه به اعترافات خانم هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو واسفندیار تاجبخش جریانی جدید در کشور شکل گرفت که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد.

صرف نظر از واکنش های متفاوت نسبت به پخش این برنامه از سوی احزاب، تشکل ها، اشخاص و جریانات مختلف که عده بسیاری آن را مناسب دانسته و برخی دیگر نسبت به پخش این برنامه حال به هر علتی انتقاد می کردند، جریانی بود که پخش این برنامه در میان اصلاح طلبان به وجود آورد و شاید بتوان گفت آتش را از زیر خاکستر بیرون آورد.

هرچند نمی شود تنها پخش این برنامه را در به وجود آمدن اختلافات در میان اصلاح طلبان عامل دانست اما به جرات می توان گفت که یکی از عوامل این درگیری هایی که امروز در میان این دوستان شاهد آن هستیم به تبع این برنامه به وجود آمد.

هدف این نوشته تحلیل برنامه «به اسم دموکراسی» نیست بلکه نگارنده سعی دارد با توجه به آن چه شنیده است و در جریان آن بوده نگاهی بر طیف اصلاح طلبان انداخته و مطالبی را بازگو کنند، طیفی که شاید بتوان آن را به سه شاخه مهم که همانا حزب اعتماد ملی، حزب مشارکت ایران اسلامی و تا قسمتی کارگزاران باشد تقسیم بندی کرد هرچند در این میان احزاب دیگری همچون نهضت آزادی، سازمان مجاهدین ایران اسلامی و ... وجود دارند که می توان آن ها را همسو با جبهه مشارکت ایران اسلامی در نظر گرفت.

1-      با وجود قرار گرفتن این سه شاخه در طیف اصلاح طلبان، اما اختلافات بسیار عمیقی در میان این طیف –بسیار بیشتر از اصولگرایان- مشاهده می شود که در چند هفته گذشته در پی بحث در خصوص ائتلاف اصلاح طلبان شکل جدیدی به خود گرفته است تا جایی بعضا افرادی تندرو در جبهه مشارکت، شکست اصلاح طلبی را به گردن دبیر کل حزب اعتماد ملی-مهدی کروبی- می اندازد و عضو شاخه دانشجویی حزب اعتماد ملی در جواب معین، اصلاح طلبان تندرو را متهم به تلاش برای براندازی نظام از درون می کند.

 

2-      حزب اعتماد ملی ادعا می کند در چهارچوب ساختار نظام و پیروی از ولایت فقیه خواستار اصلاحات است و از سوی دیگر حزب مشارکت ولایت فقیه را قبول ندارد و خواستار اصلاحات بنیادین در عرصه سیاسی کشور است، اما هدف براندازی نرم از درون را انکار می کند و برخی از سرکردگان آن از قبیل مصطفی معین خود را پیرو اندیشه های امام معرفی می کند.

 

3-      در این نوشتار مجال بحث کردن در مورد پارادوکس پیروی از خط امام و عدم قبول نظر ایشان در مورد ولایت فقیه نیست و هر خواننده آگاهی خود از این رهاورد نتیجه خود را خواهد گرفت و همانطور که گفته شد تنها قصد بر مشخص کردن اختلافات اساسی و بنیادین اصلاح طلبان است که آن ها را از هر نوع ائتلافی بازداشته و تنها اگر امکان پذیر باشد به ائتلافات فصلی و موضعی راضی می کند.

 

4-      حزب اعتماد ملی به دلیل آن چه خود مقبولیت بیشتر در میان مردم بیان می دارد خواهان سهم بیشتر در ائتلاف اصلاح طلبان در همه انتخابات هاست ولی احزاب دیگر عضو این طیف به دلیل ناهمگونی خواسته های پایه آن ها با اعتماد ملی از قبول این شرط خودداری می کنند چرا که همانگونه که گفته شد اصولاً اعتماد ملی به دنبال اصلاحاتی متفاوت با خواسته مشارکتی هاست و هماگونه که آورده شد حتی برخی از فعالین این حزب برخی از افراد در جبهه اصولگرایان را به تلاش برای براندازی نیز متهم می کنند؛ حال با این وجود به نظر نمی رسد ائتلافی خاص در میان این جبهه شکل بگیرد.

 

5-      پس از انتخابات ریاست جمهوری که منجر به شکست اصلاح طلبان شد، حزب اعتماد ملی با انتقاد شدید از احزاب اصلاح طلب آن ها را در شکست مهدی کروبی مقصر دانست و بنابر شنیده نگارنده از سوی یکی از اعضای مشارکت، این حزب نیز اشتباه خود را در حمایت از دیگر کاندیدای اصلاح طلبان پذیرفت اما هیچ وقت حاضر به بیان صریح آن نشد و به دلیل عدم تلاش برای جبران این اشتباه همچنان از سوی حزب اعتماد ملی و شخص کروبی مورد انتقاد است.

 

6-      در پایان به نظر می رسد نه تنها بحث ائتلاف در میان اصلاح طلبان کاملا منتفی است بلکه با توجه به مواضعی که سران شاخه های اصلاح طلبان علیه یکدیگر می گیرند باید شاهد بروز درگیری های جدیدتری در میان آن ها باشیم.

نوشته شده در دوشنبه 1386/05/15ساعت 9:20 توسط کیان عبدالهی| |

ملاقات با خانواده سلطنتی در خارج از ایران کار ناپسندیده و غیرعادی به نظر می رسید اما این امر با موافقت و حمایت کامل فائزه رفسنجانی انجام شد.

 

كامليا انتخابي‌فرد خبرنگار سابق روزنامه‌هاي همشهري ، آفتابگردان و «زن» كه اكنون براي راديو فردا و پايگاه اطلاع‌رساني آمريكايي «واشينگتن‌پريزم» كار مي‌كند، در جديدترين بخش از خاطرات خود كه روزانه به‌عنوان پاورقي در روزنامه كويتي «القبس» به چاپ مي‌رسد، ادعاهای جديدي را مطرح كرد.

 

وی در ادامه خاطرات خود نوشته است: « به همراه 30 تن از روزنامه نگاران از کشورهای مختلف برای حضور در برنامه فشرده یک ماهه رادیو آزاد اروپا در پراگ حاضر شدم چرا که بخش فارسی این رادیو که به نام رادیو براندازی حکومت موسوم شده بود، جدیدا" احداث شده بود. پس از اینکه به یکی از اعضای مهم این رادیو تبدیل شدم به من پیشنهاد استفاده از نام مستعار در پخش برنامه ها داده شد. ولی من با اینکه می دانستم استفاده از نام مستعار امنیت برای من فراهم می کند، میل چندانی به این کار نداشتم. ولی بالاخره پذیرفتم: با عرض سلام خدمت شنوندگان گرامی، هم اکنون صدای کاملیا نکایی را از رادیو آزادی در پراگ می شنوید!»

 

وی می افزاید: « یک هفته پیش از اتمام دوره آموزشی ، مدیر رادیو آزادی به من وعده اسخدام رسمی در رادیو آزادی داد. در حالی که روزنامه «زن» ایران مرا از دور دستها صدا می کرد ولی دریافت حقوق سه هزار دلار در ماه برای من امر فوق العاده ای بود.»

وی همچنین نوشت: « دو روز قبل از مسافرت من به امریکا مدیر رادیوی مزبور مرا به تنهایی به اتاقش فراخواند و در حالی که نگاهش را از من می دزدید گفت: متاسفانه من نمی توانم پذیرای شما در خانواده رادیو آزادی باشم چراکه تمامی همکاران زن در با حضور شما مخالفت قوی دارند. وی در حالی که سعی کرد خود را به وسیله ای که روی میز بود مشغول کند، ادامه داد: آنان می گویند کاملیا دارای روابط بسیار قوی با ایران است و ما از کشف هویتمان توسط او بسیار بیمناکیم و استخدام کاملیا در رادیو آزادی مساوی است با استعفای همه ما ! با اینکه سخنان اخیر مدیر ضربه ای تکان دهنده را به من وارد کرد، بیشتر احساس آرامش به من دست داد تا احساس خشم! در اینجا بود که من احساس کردم چقدر به کار در ایران علاقمندم تا چیز دیگر.»

کامیلیا همچنین می نویسد:« در آوریل 1999 در اولین سفرم به امریکا با دکتر هوشنگ امیر احمدی برای مجله زن مصاحبه گرفتم. وی در مصاحبه خود بسیار به تایید هاشمی رفسنجانی پرداخت تا جایی که گفت زمام امور به هیچ وجه در دست رئیس جمهور وقت خاتمی نیست و تمام سلطه در دست هاشمی رفسنجانی است. »

وی می افزاید: « فردای روز مصاحبه قرار بود فائزه رفسنجانی به امریکا برسد که من صبح روز بعد با صدای تلفن از خواب بیدار شدم و باتوجه به اینکه شب قبل سرمای شدیدی خورده بودم با صدای ضعیفی جواب دادم: سلام آقای دکتر! حال من چندان خوب نیست و صدای شما را نشنیدم ولی به حرفهای من گوش نداد. نمی دانستم چه کنم، فائزه نیامده بود و روزنامه زن توقیف شده بود.»

 

انتخابی فرد در ادامه می نویسد:« با فائزه تماس گرفتم. وی با اشاره به اینکه نمی تواند حاضر شود ، گفت: پدرم با روزنامه «زن» مخالفت کرد و آن را تعطیل کرد . او گفت: کاملیا! مواظب خودت باش چرا که تو را متهم به دریافت پیام تبریک فرح به مناسبت عید نوروز و چاپ آن در روزنامه زن کرده اند و من الان باید آن فاکس را به دادگاه انقلاب برده و عدم دخالت تو را در این امر ثابت کنم. سعی کن به من زنگ بزنی!»

خبرنگار سایق روزنامه زن در ادامه می نویسد :« پس از تعطیلی روزنامه زن بارها از خود می پرسیدم با توجه به اینکه من به یادگیری زبان انگلیسی در دانشگاه کلمبیا مشغولم آیا باز هم می توان به وطنم ایران بازگردم. آن روزها روزهایی بود که دانشجویان دانشگاه تهران خواستار آزادی بیان بودند و برای همین امر دست به شورش و تظاهرات می زدند. بااینکه مادرم به من گفته بود که عبور و مرور در اطراف دانشگاه تهران تا حدود زیادی ممنوع شده و دانشجویان در کوی دانشگاه به دلیل تعطیل شدن روزنامه سلام دست به راهپیمایی و تظاهرات می زنند. با توجه به اینکه به سرکوبی دانشجویان دست زده بودند مردم سرسختانه منتظر موضع گیری مبارزه طلبانه ای در برابر این اقدامات از سوی خاتمی بودند ولی خاتمی به سکوت خود ادامه داده و بسیاری از یارانش را ازدست داد.»


وی در ادامه خاطراتش با ادعای انجام مصاحبه ای با فرح پهلوی بیوه شاه سابق به درخواست فائزه هاشمی ، می نویسد:«  باتوجه به اینکه موافقت خانواده رفسنجانی برای ملاقات با خانواده سلطنتی در خارج از ایران کار ناپسندیده وغیر عادی به نظر می رسید اما این امر با موافقت و حمایت کامل فائزه رفسنجانی انجام شد. مصاحبه ای که نوار کاست آن نزد یک از دوستان آمرییکایی ام پنهان شد و هیچ وقت در روزنامه زن منتشر نشد.»


وی همچنین در مورد ملاقاتش با فرح می گوید:« کامبیز آتابای که آن زمان مقیم پاریس بود از تمایل من برای مصاحبه با فرح اطلاع داشت تا اینکه با تماس به خانه یکی از دوستانش در نیوجرسی که من آن زمان نزد او به سر می بردم از من خواست تا با فرح ملاقات کنم . روز موعود با فشار روانی خاصی از خواب بیدار شدم و کمدم را برای یافتن یک دست لباس شیک به هم ریختم. سعی کردم به بهترین نوع ممکن آرایش کنم. هوای آن روز بسیار بد وغیر قابل تحمل بود تا جایی که در راه کفشم پر از آب شده و موهایم حالت خود را از دست داد. به محل قرار که رسیدم ، به رغم آنکه قرار بود فرح را در آن محل ببینم ولی به هنگام پیاده شدن، آتابای مرا به داخل تاکسی هل داد و از راننده خواست تا در جهت مسیر دیگری حرکت کند. تازه می فهمیدم که این ملاقات بسیار سری تر از آنچه بود که من فکر می کردم.»

 

انتخابی فرد در ادامه ی افزاید: « دسته گلی را که در راه خریده بودم روی میز سالن انتظار گذاشتم و منتظر رخدادهای بعدی بودم که زن اتابای با یک سینی سلطنتی پر از پای وشیرینی به پیشوازم آمد. عکس های تمام قد شاه که سالن که دیوارهای سالن را پر کرده بود به همراه عطرخوش ، روح سلطنتی بیشتری را به مکان می داد . در خلسه خود بسر می بردم که فرح را مقابل خود دیدم.»

 

وی در ادامه ادعا می کند: « فرح از من خواست تا شادباش هایش را به فائزه هاشمی برسانم وبه او بگویم که او زنی بسیار مدرن و پیشرقت گراست و سپس از من خواست تا آخرین رخدادها و پیشرفت امور در تهران را به سمع و نظر او برسانم.»

نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/11ساعت 21:33 توسط کیان عبدالهی| |

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد